خرید بک لینک

به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری آنا به نقل از رویترز، دگردیسی معاصر حزب دموکرات از کلینتون شروع و با کلینتون ادامه پیدا میکند. رئیس جمهوری سابق بیل کلینتون، حزب دموکرات را در سال 1992 به سوی میانهرویی رهبری کرد و در تمامی دهه 90 میلادی قرن گذشته، آن زمان که هنوز راستگرایی ریگانیسم غلبه داشت، توانست جلب توجهها نسبت به این حزب را باقی نگهدارد.

سپس در سال 2008، باراک اوباما، ائتلاف لیبرالی قویتر و جدیدتری را به هنگام بحران مالی جهانی و همچنین نابهسامانیهای ناشی از جنگ عراق به قدرت رساند. اوباما، دو بار و با اکثریتی قابل توجه به کاخ سفید راه پیدا کرد. از زمان فرانکلین روزولت، این برای نخستین بار بود که دموکراتها چنین رای گستردهای را در دو انتخابات پی در پی کسب میکردند.

اکنون نیز، دموکراتها در حال نشان دادن اطمینانی کافی مبنی بر نگارش طرحی به شدت لیبرال در تاریخ حزب هستند. این حزب، مجازات اعدام را تقبیح کرده، خواستار اقداماتی برای توقف رفتارهای «طماعانه و غیرقانونی» وال استریت شده، از توسعه رفاه اجتماعی دفاع کرده، حامی افزایش حداقل دستمزدهاست، خواستار اعطای شهروندی به پناهجویان غیرقانونی و کنترل بیشتر سلاح است.

آمریکا از حیث جمعیتی و ایدئولوژیکی تغییر کرده است. «ائتلاف آمریکای جدید» که با اوباما در سال 2008 به قدرت رسیدند- یعنی اقلیتها، زنان کارگر، پناهجویان، جوانان، طبقه تحصیلکرده و و غیرمذهبیها- از حیث کیفی و کمی رشد کردهاند. اکثریت دموکراتها امروز خود را به عنوان لیبرال توصیف میکنند.

هیلاری کلینتون در سخنرانیای که به مناسبت پذیرش نامزدی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 انجام داد، متعهد شد که تحصیل رایگان دانشگاهی برای طبقه متوسط را فراهم کند، نظام کیفری آمریکا را اصلاح کرده و بزرگترین سرمایهگذاری از زمان جنگ جهانی دوم را در زمینه اشتغالزایی انجام دهد. کلینتون هنمچنین وعده داد تا مالیات طبقه ثروتمند وشرکای وال استریت را افزایش دهد.

جری براون، فرماندار ایالت کالیفرنیا که در سال 1992 از جناح چپگرای حزب دموکرات با بیل کلینتون مخالفت میکرد، میگوید که حزب دموکرات امروز «خواستار دولتی مداخلهگرایانهتر است تا به بهبود امور کمک کند...هیچ کسی نیست که بخواهد بگوید دولت اکنون یک معضل است و نه یک راه حل.»

چه چیزی باعث شده است که حزب دموکرات به سوی چپگرایی سوق پیدا کند؟

نخست، آن که آمریکا از حیث جمعیتی و ایدئولوژیکی تغییر کرده است. «ائتلاف آمریکای جدید» که با اوباما در سال 2008 به قدرت رسیدند- یعنی اقلیتها، زنان کارگر، پناهجویان، جوانان، طبقه تحصیلکرده و و غیرمذهبیها- از حیث کیفی و کمی رشد کردهاند. اکثریت دموکراتها امروز خود را به عنوان لیبرال توصیف میکنند. امروز، شمار لیبرالها در خصوص موضوعاتی همچون همجنسگرایی یا آزادی سقط جنین، به اندازه محافظهکاران هستند. موضوعی که تا یک دهه پیش عجیب به نظر میرسید.

دوم، تغییرات دردناک اقتصادی – جهانی سازی و رکود بزرگ- منجر به یک واکنش شدید شد. در میان جمهوریخواهان، این واکنش در قالب ظهور پوپولیسم به شدت راستگرا ظهور پیدا کرد. تبلور این جریان، دونالد ترامپ است.

در میان دموکراتها، واکنش به این وضعیت اقتصادی خود را به شمکل پوپولیسم اقتصادی چپگرا که به شدت علیه وال استریت موضع دارد، متبلور شد. برنی ساندرز نماد این جریان است. در هر دو حزب، جریان جدید با تجارت خارجی به شکل گذشته آن سرناسازگاری دارد.

سوم، نامزدی ترامپ باعث شد تا چهره زشت افراطیگری در حزب جمهوریخواه هویدا شود.این چهره از سال 1968 پنهان مانده بود. دونالد ترامپ جریانهای راست و چپ سیاسی در آمریکا را با افراطی تمام زیر ضرب بدگوییهای خود گرفته است.

ر ایام بحران، رایدهندگان، اغلب، جانب نامزدی را میگیرند که بیشتر متوجه امید و وخوشباوری است. سال 1980 را به یاد آورید. اوضاع بسیار بدی وجود داشت- یعنی تورم افسارگسیخته، کنبود منابع انرژی و بحران گروگانگیری (تهران). رونالد ریگان، از رایدهندگان خواست تا «روح آمریکایی را مجددا بنا کنند.» سال 1992 نیز سال بسیار بدی بود. ترجیعبند بیل کلینتون این جمله بود: «من همچنان به چیزی که امید خوانده میشود، اعتقاد دارم.»

نباید فراموش کرد که دموکراتها در حال تصرف آن چیزی هستند که پیشتر، جمهوریخواهان آن را در اختیار داشتند: وطنپرستی آمریکایی. یکی از مشاوران سابق جورج دبلیو بوش میگوید: «فکر میکنم که دموکراتها دارند تلاش میکنند که به یک حزب میهنپرست تبدیل شوند.» یعنی حزبی که عاشق آمریکاست، به آمریکا افتخار میکند و میخواهد از آن دفاع کند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که آن چه که به انسجام حزب دموکرات کمک کرده است، تنوعی است که اکنون در میان این حزب دیده میشود. این تنوع، همان علتی بود که به ائتلاف «آمریکای جدید» منجر شد و اکنون به خوبی در دل حزب تثبیت شده است.

این دو نکته به خوبی نشان میدهد که وقتی ترامپ در گفتوگویی از دولت روسیه خواست تا ایمیلهای هیلاری کلینتون را هک کند، عملا نقشی را ایفا کرد که دموکراتها میخواستند. این موضوع زمانی جلوه بیشتری پیدا کرد که او مجددا به دلیل سکوت مادر سرباز مسلمان آمریکایی در مراسم کنگره دموکراتها از مسلمانان که نمادی از اقلیتها در آمریکا هستند انتقاد کرد.

جدیترین حامیان ترامپ سفید پوستان و مردان کمتر تحصیلکرده هستند. نفوذ این عده و شمار آنها در حوزههای انتخابیه ریاست جمهوری آمریکا رو به کاهش است اما همچنان در ایالتهای متزلزلی همچون پنسیلوانیا، اوهایو، میشیگان و ویسکانسین وزنه قابل توجهی به شمار میآیند.

با وجود این، چپگرایی بیشتر دموکراتها نقش جدیدی برخلاف حزب جمهوریخواه به آنها داده است. در حالی که جمهوریخواهان روز به روز چهرهای خشمآلود به خود میگیرند، دموکراتها از امید و خوشباوری به آینده خبر میدهند.

باید توجه داشت که در ایام بحران، رایدهندگان، اغلب، جانب نامزدی را میگیرند که بیشتر متوجه امید و وخوشباوری است. سال 1980 را به یاد آورید. اوضاع بسیار بدی وجود داشت- یعنی تورم افسارگسیخته، کنبود منابع انرژی و بحران گروگانگیری (تهران). رونالد ریگان، از رایدهندگان خواست تا «روح آمریکایی را مجددا بنا کنند.» سال 1992 نیز سال بسیار بدی بود. ترجیعبند بیل کلینتون این جمله بود: «من همچنان به چیزی که امید خوانده میشود، اعتقاد دارم.»

در سال 2008، که ایالات متحد به یک رکود وارد شده بود، اوباما میگفت: «این انتخابات شانسی برای احیا است...آمریکاییها زنده ماندن را وعده میدهند.»

دموکراتها به سرعت به سمت چپگرایی در حال حرکت هستند. این استراتژی هوشمندانهای است به ویژه در زمانی که ترامپ در حال رقم زدن چهره جدیدی برای جمهوریخواهان است.

این استراتژی دوبار اوباما را با اکثریتی قابل توجه به پیروزی رساند. تکرار تجربه گذشته، برمبنای موجی که اکنون باروتر شده است، دموکراتها را برای پیروزی در سال 2016 امیدوارتر میکند.

ترجمه: هانا اسمخانی

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت: 10:20

صفحه بندی