خرید بک لینک

متهم 18 ساله در حالی که از جرایمی که انجام داده ابراز پشیمانی میکند، در رابطه با نحوه سارق شدنش به سوالات خبرنگار آنا پاسخ میدهد:

* چطور شد که با این سن و سال کم دزد شدی؟

- تقصیر من نبود، یکی از اقوام چند هفته پیش از شهرستان به خانهمان آمد. او فکر سرقت را به سرم انداخت و من هم قبول کردم.

* انگیزهات از این کار چه بود؟

- پول نداشتم، وقتی او پیشنهاد داد، قبول کردم. با خودم گفتم کار آسانی است و بعد از کمی دزدی، پولهایم را جمع میکنم و دست از سرقت میکشم.

* واقعا اینطور شد؟

- همدستم حتی یک ریال هم به من پول نداد. میگفت چیزی گیرش نیامده است. راست و دروغش با خودش.

* چطوری سرقت میکردید؟

- با هم سوار موتور میشدیم و در خیابانها پرسه میزدیم. با دیدن خانهای که ظاهرا وضع مالی خوبی داشت، همدستم پیاده میشد و زنگ در خانه را میزد. اگر کسی آیفون را جواب میداد، آدرس اشتباهی میگفت و میرفتیم، اگر نه که وارد خانه میشد و سرقت میکرد.

* موتور برای کی بود؟

- برای دوستهایم. هر بار که سرقت میکردیم از یکی از دوستانم موتورش را قرض میگرفتم.

* چه زمانی برای سرقت میرفتید؟

- بعد از ظهرها.

* سابقه داری؟

- من نه، اما همدستم به نظرم سابقه دار بود.

* همدستت الان کجاست؟

- نمیدانم، چند وقت بعد از اینکه دیدم پول خوبی گیرم نمیآید، گفتم کار نمیکنم و او هم رفت.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 20 اسفند 1394 ساعت: 0:36

صفحه بندی